كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
226
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ رِضْواناً و مىطلبند مؤمنان خشنودى خدا و كافران اصلاح معيشت دنيا ، در تبيان آورده كه رضوان حج است وَ إِذا حَلَلْتُمْ و چون از احرام بيرون آئيد و حلال شويد فَاصْطادُوا پس شكار كنيد اگر خواهيد وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ و بر ان ندارد شما را شَنَآنُ قَوْمٍ دشمنى گروهى از كفّار قريش أَنْ صَدُّوكُمْ براى آنكه بازداشتند شما را در سال حديبيه عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ از طواف مسجد حرام أَنْ تَعْتَدُوا بهآنكه از حد درگذريد و انتقام آن خواهيد كه اخذ اموال قاصدان حرم كنيد و حكم اين آيت تا بدين محل منسوخ است مگر صيد كردن در حالتى كه از احرام بيرون آيند و كافران را بهدى و قلاده امان نيست وَ تَعاوَنُوا و يارى كنيد يكديگر را عَلَى الْبِرِّ بر نيكوئى كه متابعت امرست و امتناع بدعت يا پيروى سنت وَ التَّقْوى و بر پرهيزگارى و مخالفت هوا وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ و يارى مكنيد بر بدى كه ترك فرمانست يا حبّ دنياست يا كفر وَ الْعُدْوانِ و بر ستمكارى يا اتباع بدعت وَ اتَّقُوا اللَّهَ و بترسيد از نافرمانى خدا إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ به درستى كه خدا سخت عقوبتكننده است بر نافرمانان حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ حرام كرده شده بر شما مردار و آن جانوريست كه روح او بىذبح از بدن او رفته باشد وَ الدَّمُ و خون روان وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ و گوشت خوك با همه اجزاى او از شحم و عظم و غير آن وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ و آنچه آواز برداشته باشند يعنى ياد كرده باشند مر غير خدا را نزديك ذبح و مراد ذبيحه كفّار است كه بنام لات و عزى و غير آن مىكشتند وَ الْمُنْخَنِقَةُ و ديگر حرام كردهاند بر شما آنچه بفشردن گلو مرده باشد كافران گوسفند را خناق مىكردند تا مىمرد پس مىخوردند وَ الْمَوْقُوذَةُ و آنچه به چوب و سنگ زده باشند تا مرده باشد وَ الْمُتَرَدِّيَةُ و آنچه از بلندى افتاده باشد و مرده يا در چاهى افتد و بميرد وَ النَّطِيحَةُ و آنچه شاخ زده باشد ديگرى او را و مرده بود وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ و باقى آنچه او را خورده باشد درنده و مرده بود إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ مگر آنچه دريابيد شما ازينها ذبح او را و درو زندگانى باشد بر ان مقدارى كه چشم خود را حركت دهد يا دم خود را بجنباند وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ و ديگر حرام است آنچه ذبح كرده باشند بر سنگها كه منصوبست در حوالى بيت الحرام و آن سى صد و شصت سنگ بوده پيرامون بيت الحرام كه اهل جاهليّت تعظيم آن بجاى آوردهاند و بران قربانى مىكرده و گفتهاند مراد از نصب اصناماند و برين تقدير على بمعنى لام باشد يعنى حرام است آنچه براى بت بكشند وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا و آن نيز حرامست كه طلب قسمت كنيد بِالْأَزْلامِ به تيرهاى اقداح ببايد دانست كه عرب را سه تير بوده بىپر و پيكان كه آن را ازلام و اقداح مىگفتند چون ايشان را مهمى افتادى رجوع بدانها كردندى و اين سه تير در خريطه كرده به كسى كه مجاور هبل مىبوده مىسپردندى بر يكى نوشته كه امرنى ربى و بر ديگرى نهانى ربى و بر سوم كه آن را منيح گفتندى از كتابت خالى بودى پس كسى چون عزم كارى كردى نزد مجاور هبل آمدى و هديه آوردى و دست در آن خريطه كردى و سهمى بيرون آوردى اگر نوشته بودى كه امرنى ربى فى الحال بدان مهم اشتغال نمودى و اگر نهانى ربى بودى يك سال ترك آن عمل كردى و اگر آن منيح بيرون آمدى باز رجوع بدان خريطه نمودى و گفتهاند مراد از استقسام جزور است بر انصباء معلومه يعنى شتران كشتندى و به ازلام قسمت كردندى و ايشان را ازلام بسيار بوده براى هر كارى از نكاح دختان و اختلاف در نسب و غير آن .